غلامعلى صفايى
43
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
آيا مثلا زيد يا غير زيد است و ثانيا عنوان نحوى آن نيز از قبل معلوم نمىباشد كه آيا مفعول يا فاعل است . 2 - مصحوب و مجرور آن از حيث ذات و عنوان نحوى آن معلوم مىباشد زيرا قبلا ذكر شده و داراى عنوان فاعليت يا مفعوليت بوده ، لكن دوباره تكرار شده كه با اين تكرار ، آن اسم تأكيد مىشود زيرا تكرار كلمهاى موجب تأكيد آن مىگردد ، بنابراين چهار نوع از اين دو قسم أخير حاصل مىشود : 1 - لام ، مبين فاعليت غيرملتبس و غيرمشتبه به مفعول است و مجرور آن از قبل معلوم نبوده است ، مثل : « تبا لزيد » . شايان ذكر است كه كلمهء « تبّ » در لغت به معناى خسارت است و نوعا به شكل مفعول مطلق استعمال مىشود و در نفرينكردن به كار مىرود و معناى آن خواستن دوام ضرر و زيان مستمر و قطعى براى اسم مجرور بعد است . « 1 » 2 - لام ، مبين فاعليت غير ملتبس به مفعول است و مجرور آن از قبل معلوم بوده است ، مثل : « ويحا له » . قابل توجه است كه كلمه « ويح » مانند « تب » نوعا به صورت مفعول مطلق دعايى استعمال مىشود لكن به خلاف آن در مورد دعاى به خير و به معناى خواستن رحمت براى اسم مجرور بعد مىباشد و چون هردو از مصادر لازم هستند بنابراين مفعول نداشته و اسم بعد ، قطعا فاعل است و به همين جهت اشتباه با مفعول نمىشود . « 2 » 3 - لام ، مبين مفعوليت غيرملتبس به فاعل است كه مجرور آن از قبل معلوم نبوده است ، مثل : « سقيا لزيد » . 4 - لام ، مبين مفعوليت غيرملتبس به فاعل است كه مجرور آن از قبل معلوم بوده است ، مثل « جدعا له » در مثال « سقيا لزيد و جدعا له » . قابل ذكر است كه كلمه « سقيا » مفعول مطلق دعايى به خير و به معناى « سيراب كند خدا تو را » است و « جدعا » نيز مفعول مطلق دعايى است لكن دعاى به شر است زيرا معناى آن قطع و بريدن اعضاى بدن است و معناى آن در اين صورت
--> ( 1 ) - ر . ك : لسان العرب : 1 / 226 . ( 2 ) - ر . ك : موسوعة النحو و الصرف و الإعراب : 717 .